به نقل از ایرنا، مرگ در اکثر فرهنگهای انسانی، نه بهعنوان پایانی بر زندگی، بلکه بهعنوان رویدادی با معنا و آیینهای خاص خود شناخته میشود. انسانها در طول تاریخ با برگزاری مراسم وداع تلاش کردهاند تا یاد درگذشتگان را زنده نگه دارند، تحمل فقدان را آسانتر کنند و پیوندهای اجتماعی را دوباره برقرار نمایند.
آیین زار خاک در روستای قورتان
آیینهای سوگواری در فرهنگ ایرانی، نهتنها از سنتهای کهن ایرانی و دیدگاههای مختلف به مرگ نشأت میگیرد، بلکه با شکلگیری آیینهای شیعی و تعزیه، به عنوان ابزاری برای مواجهه با مرگ و بیان ارزشها، حفظ یاد و بازسازی روابط اجتماعی عمل میکند. این مراسم نشاندهنده این است که میراث فرهنگی تنها به بناهای تاریخی و اشیاء مادی محدود نمیشود؛ گاهی در یک نغمه سوگ، یک شعر، یک نمایش آیینی یا یک گردهمایی مردمی، بخشی از هویت یک ملت زنده میماند.
آیینهای عزاداری از یک سو ریشه در سنتهای باستانی ایرانی دارند و از سوی دیگر در دوره اسلامی و بهویژه در فرهنگ شیعی با مفاهیم جدیدی مانند شهادت، ایثار، عدالتخواهی و مقاومت ترکیب شدهاند. در این راستا، با یدالله میرزایی، پژوهشگر و زبانشناس، در مورد جایگاه آیینهای وداع و سوگواری در فرهنگ ایرانی، نقش آنها در حفظ هویت فرهنگی و چگونگی معرفی این میراث ناملموس به جهان گفتگو کردهایم.
ایرنا: آیینهای وداع و سوگواری در فرهنگ ایرانی چه جایگاهی دارند و چه ارزشهایی را به نسلهای مختلف منتقل میکنند؟
آیینهای وداع و سوگواری در فرهنگ ایرانی، تنها واکنشی احساسی به مرگ نیستند، بلکه بخشی از ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه به شمار میآیند. این آیینها به انسان و جامعه کمک میکنند تا با پدیده مرگ مواجه شوند، مقام فرد درگذشته را ارج نهند و روابط اجتماعی میان بازماندگان را دوباره سامان دهند. از منظر مردمشناسی، این آیینها در گروه «آیینهای گذار» قرار میگیرند، که مراسمی هستند که مراحل مهم زندگی انسان مانند تولد، ازدواج و مرگ را همراهی و معناگذاری میکنند. مرگ بهتنهایی پایان زیستی یک فرد نیست، بلکه تغییر جایگاه اجتماعی اوست و جامعه با آیینهای ویژه، این گذار را سامان میدهد.
در فرهنگ ایرانی، چند ارزش بنیادین از طریق این آیینها منتقل میشود: نخست، پاسداشت حرمت انسان پس از مرگ. در فرهنگ ایرانی، مرگ بهمعنای از میان رفتن ارزش و جایگاه انسان نیست و شیوه بدرقه، یادآوری زندگی فرد و برگزاری مراسم یادبود، نشاندهنده احترام به شخصیت اوست. دوم، همدلی و همراهی اجتماعی. سوگواری در فرهنگ ایرانی معمولاً امری فردی و جدا از جامعه نیست و حضور خانواده، دوستان، خویشاوندان و همسایگان در کنار خانواده داغدار، نوعی حمایت اجتماعی را ایجاد میکند. سوم، حفظ حافظه جمعی. مراسم سوگواری باعث میشود زندگی، ویژگیها و نقش اجتماعی فرد از دسترفته در حافظه خانواده و جامعه باقی بماند. چهارم، انتقال باورها و ارزشهای فرهنگی. آیینهای سوگواری، نگاه جامعه به مرگ، زندگی پس از مرگ، اخلاق، نیکی و مفهوم انسانیت را به نسلهای بعد منتقل میکنند.
بنابراین، آیینهای وداع را نباید تنها مراسمی برای پایان زندگی دانست؛ این آیینها مدرسهای فرهنگی هستند که در آن نسلهای جدید احترام به انسان، اهمیت خانواده، همدلی و پیوند میان گذشته و آینده را میآموزند.
ایرنا: با وجود تفاوتهای قومی و منطقهای، چه عناصر مشترکی در آیینهای وداع ایرانی وجود دارد؟
یکی از ویژگیهای مهم فرهنگ ایرانی، وحدت در عین گوناگونی است. اقوام مختلف ایران شیوههای متفاوتی برای سوگواری دارند، اما در پس این تفاوتها، ارزشهای مشترکی نظیر احترام به درگذشته، همراهی اجتماعی و پاسداشت یاد انسان وجود دارد. در بسیاری از نواحی ایران، عناصر مشترکی مانند بدرقه درگذشته، تشییع، خاکسپاری، مراسم یادبود، گردهمایی خانواده و دوستان، خیرات و انجام کارهای نیک به یاد فرد از دسترفته مشاهده میشود. با این حال، هر منطقه جلوههای خاص خود را نیز حفظ کرده است.
برای مثال، در لرستان آیین «چَمَر» همراه با موسیقی و سوگسروده و شیوههای خاص مویه برگزار میشود و در میان بختیاریها، نوای سرنا و دهل و مرثیههای حماسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در کردستان، شعرهای شفاهی و سوگسرودههای محلی نقش مهمی در حفظ یاد درگذشتگان دارند. در گیلان، مرثیهخوانیهای محلی و همیاری اجتماعی برجسته است و در بلوچستان، پیوندهای خویشاوندی و حضور گسترده جامعه در کنار خانواده سوگوار اهمیت زیادی دارد. این تنوع نشان میدهد که فرهنگ ایرانی مجموعهای زنده و پویاست که اقوام مختلف در طول تاریخ در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
آیین تعزیه: روستای سیور سمیرم
ایرنا: آیینهای عزاداری و وداع چگونه بهعنوان میراث ناملموس ثبت و حفاظت میشوند؟
میراث ناملموس تنها به یک مراسم ظاهری محدود نمیشود؛ بلکه مجموعهای از دانش، باور، هنر، مهارت و تجربه تاریخی یک جامعه است. به همین دلیل، حفظ آن تنها به ثبت شکل اجرا محدود نمیگردد، بلکه باید معنا و نقش اجتماعی آن نیز حفظ شود. در ایران، ثبت میراث فرهنگی ناملموس با پژوهشهای میدانی، گفتوگو با حاملان سنت، گردآوری روایتهای شفاهی، مستندسازی تصویری و بررسی عناصر هنری انجام میگیرد و در این فرآیند، افرادی مانند تعزیهخوانان، نوحهخوانان، استادان موسیقی آیینی و بزرگان محلی بهعنوان حاملان اصلی این میراث شناخته میشوند.
پس از ثبت ملی، برخی عناصر برجسته میتوانند برای ثبت جهانی پیشنهاد شوند. نمونه مهم آن تعزیه است که بهدلیل پیوند میان نمایش، شعر، موسیقی، روایت تاریخی و مشارکت مردم در سال ۲۰۱۰ در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو ثبت شد. اما باید توجه داشت که ثبت، پایان راه نیست؛ میراث ناملموس زمانی زنده میماند که مردم آن را اجرا کنند، بیاموزند و به نسل بعد منتقل نمایند.
ایرنا: چه شباهتها و تفاوتهایی میان آیینهای وداع در ایران و سایر کشورهای جهان وجود دارد؟
مرگ یک تجربه مشترک انسانی است و همه جوامع برای مواجهه با آن، آیینها و معناهای خاصی ایجاد کردهاند. از این منظر، میان آیینهای وداع در ایران و دیگر نقاط جهان شباهتهای فراوانی وجود دارد. بهطور تقریبی در تمام فرهنگها، احترام به فرد درگذشته، حضور خانواده و جامعه در کنار بازماندگان، انجام نیایش یا آیینهای معنوی، یادآوری زندگی فرد و حمایت از خانواده داغدار مشاهده میشود. این شباهتها نشان میدهد که سوگواری پیش از آنکه یک موضوع فرهنگی خاص باشد، پاسخی انسانی به تجربه فقدان است.
اما تفاوتها در شیوه معنا دادن به مرگ و جایگاه فرد درگذشته مشخص میشود. در فرهنگ ایرانی، بهویژه در سنتهای شیعی، سوگواری با مفاهیمی مانند شهادت، فداکاری، ایستادگی در برابر ستم، عدالتخواهی و پیوند معنوی میان گذشته و حال همراه شده است. برای مثال، آیینهای یادبود مانند سوم، هفتم، چهلم و سالگرد در ایران اهمیت اجتماعی ویژهای دارند و این مراسم تنها برای یاد فرد از دسترفته نیستند، بلکه فرصتی برای گردهمایی دوباره خانواده و جامعه و بازسازی پیوندهای اجتماعی محسوب میشوند.
ویژگی دیگر فرهنگ سوگواری ایرانی، پیوند عمیق آن با هنر است. شعر، موسیقی، روایتگری، نمایش و عناصر بصری در بسیاری از آیینهای ایرانی وجود دارند و تعزیه نمونهای بارز از همین پیوند است؛ هنری که تاریخ، نمایش، موسیقی و باور را در یک تجربه جمعی در هم میآمیزد. بنابراین، آیینهای ایرانی از یک سو با دیگر فرهنگهای جهان در ارزشهایی همچون احترام به مرگ و همدلی اجتماعی مشترکاند و از سوی دیگر بهدلیل پیوند با تاریخ، ادبیات، موسیقی و جهانبینی شیعی، ویژگیهای خاص خود را دارند.
نخل گردانی در روستای علوی و مشهد اردهال
ایرنا: تعزیه؛ حافظه تاریخی در قالب هنر
چرا برخی آیینهای سوگواری ایران، مانند تعزیه، بهعنوان میراث فرهنگی ارزشمند در سطح جهانی شناخته شدهاند؟ ارزش جهانی تعزیه تنها به جنبه مذهبی آن محدود نمیشود. تعزیه یک پدیده فرهنگی چندلایه است که در آن تاریخ، هنر، موسیقی، ادبیات و مشارکت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار دارند.
تعزیه نهتنها یک نمایش ساده درباره یک رویداد تاریخی است، بلکه روشی برای بازآفرینی حافظه جمعی است. در این هنر، گذشته برای جامعه معاصر دوباره معنا پیدا میکند و مخاطب تنها تماشاگر یک نمایش نیست، بلکه در یک تجربه فرهنگی و احساسی مشارکت میکند. چند ویژگی مهم باعث شده است تعزیه جایگاهی جهانی پیدا کند: نخست، پیوند میان هنرهای مختلف؛ شعر، آواز، موسیقی، لباس، حرکت نمایشی و روایتگری در تعزیه با یکدیگر ترکیب میشوند. دوم، زنده بودن این سنت؛ تعزیه مانند یک اثر موزهای نیست که تنها در گذشته باقی مانده باشد؛ بلکه همچنان در میان مردم اجرا میشود. سوم، انتقال نسل به نسل؛ بسیاری از شیوههای اجرا، نقشها، نغمهها و مهارتها از استادان قدیمی به نسلهای جدید منتقل شدهاند. چهارم، مشارکت اجتماعی مردم؛ در بسیاری از مناطق، مردم نهتنها تماشاگر، بلکه پشتیبان و بخشی از فرآیند اجرای تعزیه هستند. پنجم، پیامهای انسانی آن؛ مفاهیمی مانند وفاداری، کرامت انسانی، فداکاری، انتخاب اخلاقی و مقاومت در برابر بیعدالتی، محدود به یک جامعه یا یک دوره تاریخی نیستند و برای مخاطبان جهانی نیز قابل درکاند.
ایرنا: گردشگران خارجی برای درک بهتر آیینهای وداع و عزاداری ایرانی باید به چه نکاتی توجه کنند؟
نکته مهم این است که گردشگر باید بداند با یک نمایش روبهرو نیست؛ بلکه با بخشی زنده از جهانبینی، باور و زندگی اجتماعی مردم مواجه است. آیینهای سوگواری در ایران برای جامعه برگزارکننده معنا و ارزش عمیق دارند، بنابراین، حضور گردشگر باید بر پایه احترام، شناخت و درک فرهنگی باشد. چند نکته در این زمینه اهمیت دارد: نخست، شناخت پیشینه تاریخی و معنای آن؛ برای نمونه، مراسم عاشورایی بدون شناخت واقعه کربلا و جایگاه آن در فرهنگ شیعی، بهدرستی فهمیده نمیشود. دوم، توجه به نقش نذر و بخشش؛ نذری تنها توزیع غذا نیست، بلکه نشانهای از همدلی، مشارکت اجتماعی و پیوند میان افراد جامعه است. سوم، درک نقش مردم؛ بسیاری از این آیینها توسط خود مردم و بر اساس روابط محلی و اجتماعی شکل گرفتهاند. بنابراین گردشگری فرهنگی زمانی موفق است که بهجای تبدیل آیین به یک نمایش برای دیگران، زمینه شناخت متقابل فرهنگها را فراهم کند. آیینهای سوگواری ایرانی را باید مانند یک کتاب زنده فرهنگی خواند؛ کتابی که در آن موسیقی، رفتار، خاطره، باور و حضور مردم، واژههای اصلی هستند.
پخت نذری در آیین عزاداری عاشورا در شهر ونک سمیرم
ایرنا: سوگ؛ لحظهای برای آشکار شدن پیوندهای اجتماعی
همبستگی اجتماعی و مشارکت مردمی در آیینهای وداع ایرانی چگونه نمود پیدا میکند؟ یکی از مهمترین کارکردهای اجتماعی آیینهای سوگواری، تقویت پیوند میان افراد جامعه است. در فرهنگ ایرانی، اندوه یک خانواده غالباً تنها مسأله همان خانواده باقی نمیماند، خویشاوندان، دوستان، همسایگان و گروههای اجتماعی با حضور خود تلاش میکنند بخشی از بار رنج را کاهش دهند. این مشارکت به اشکال مختلفی چون حضور در کنار خانواده داغدار، همکاری در برگزاری مراسم، آمادهسازی پذیرایی، کمکهای مالی و اجتماعی، فعالیت هیاتها و گروههای مردمی، انجام خیرات و کارهای نیک به یاد درگذشتگان تجلی مییابد.
از دیدگاه جامعهشناسی، این رفتارها بخشی از سرمایه اجتماعی هستند؛ یعنی شبکهای از اعتماد، همکاری و ارتباط که جامعه را استوارتر میکند. سوگواری در این معنا تنها درباره مرگ نیست؛ بلکه درباره زندگی اجتماعی نیز هست و جامعه در لحظه فقدان، دوباره خود را بازسازی میکند و نشان میدهد که پیوندهای انسانی حتی پس از مرگ نیز ادامه دارند.
پخت و توزیع نذری در روستای اراضی مبارکه
ایرنا: میراث ناملموس مرتبط با سوگواری و آیینهای مذهبی چگونه به نسل جوان منتقل میشود و چه چالشهایی در حفظ آن وجود دارد؟
میراث ناملموس تنها زمانی زنده میماند که نسل تازه آن را تجربه کند. ثبت در فهرستهای رسمی اهمیت دارد اما کافی نیست. یک آیین زمانی پایدار است که در زندگی مردم حضور داشته باشد. انتقال این میراث در ایران بیشتر از طریق تجربه مستقیم مانند خانواده که نخستین محیط آشنایی کودکان با آداب سوگواری و احترام به درگذشتگان است، انجام میشود و در ادامه هیاتها و گروههای آیینی، محل آموزش عملی نوحهخوانی، تعزیه، موسیقی و شیوههای برگزاری مراسم هستند. بزرگان محلی و استادان نقش مهمی در انتقال تجربههای شفاهی دارند و رسانهها و فناوریهای نوین نیز میتوانند در ثبت و معرفی این میراث نقش ایفا کنند. با این حال، باید مراقب بود که سادهسازی یا تبدیل آیین به محتوای نمایشی، معنای اصلی آن را کاهش ندهد. از مهمترین چالشها میتوان به گسترش شهرنشینی، کاهش انتقال شفاهی، تغییر سبک زندگی نسل جوان و احتمال تجاری شدن برخی آیینها اشاره کرد. در حال حاضر، راه حفظ این میراث، ایجاد تعادل میان سنت و زندگی امروز است؛ زیرا میراث فرهنگی مانند درختی است که ریشههایش در گذشته قرار دارد اما برای زنده ماندن باید در زمان حال رشد کند.
آیینهای عاشورایی و روایت هویت فرهنگی ایران
ایرنا: آیینهای عزاداری شیعی در ایران چه ویژگیهایی دارند که آنها را از دیگر سنتهای سوگواری در جهان متمایز میکند؟
آیینهای عزاداری شیعی در ایران، بهویژه آیینهای مرتبط با واقعه کربلا و عاشورا، تنها مراسمی برای یادآوری یک رویداد تاریخی نیستند، بلکه مجموعهای از باورها، هنرها، رفتارهای اجتماعی و تجربههای جمعی هستند که در طول قرنها شکل گرفتهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای این آیینها، محوریت واقعه کربلاست. در فرهنگ شیعی ایران، شهادت امام حسین و یارانش تنها بهعنوان یک حادثه تاریخی تلقی نمیشود بلکه به نمادی از مفاهیمی چون آزادگی، عدالتخواهی، وفاداری و ایستادگی در برابر ظلم تبدیل شده است. ویژگی دیگر، پیوند عمیق میان سوگواری و ارزشهای اخلاقی است. آیینهای عاشورایی تلاش میکنند مفاهیمی مانند فداکاری، مسئولیتپذیری، دفاع از حقیقت و حفظ کرامت انسانی را به نسلهای مختلف منتقل کنند. همچنین، این آیینها بر پایه مشارکت گسترده مردم شکل گرفتهاند. هیئتها، گروههای محلی، خانوادهها و افراد مختلف جامعه در برگزاری آنها نقش دارند و همین مشارکت مردمی یکی از عوامل اصلی تداوم تاریخی این سنتهاست.
از سوی دیگر، عزاداری شیعی در ایران با هنر پیوند خورده است. نوحه، شعر، موسیقی، تعزیه، پرچمآرایی، پوششهای آیینی و شیوههای نمایشی، مجموعهای از عناصر فرهنگی را تشکیل میدهند که این آیینها را از یک مراسم مذهبی فراتر میبرند. در این میان باید به تنوع منطقهای نیز اشاره کرد. عزاداری عاشورایی در مناطق مختلف ایران با توجه به زبان، موسیقی، پیشینه فرهنگی و شیوه زندگی مردم، شکلهای متفاوتی پیدا کرده است و این تنوع، بخشی از غنای فرهنگی ایران را نمایان میسازد. بنابراین، آنچه آیینهای عزاداری شیعی ایران را متمایز میکند، ترکیب همزمان ایمان، تاریخ، هنر و زندگی اجتماعی است.
ایرنا: آیینهای عاشورایی چه پیامی برای مخاطبان بینالمللی دارند؟
آیینهای عاشورایی بهدلیل آنکه تنها یک مراسم مذهبی نیستند، بلکه مجموعهای از هنر، روایت، تاریخ و مشارکت اجتماعی را در خود دارند، مورد توجه جهانی قرار گرفتهاند. تعزیه در طول نسلها از طریق اجرا، آموزش و تجربه جمعی مردم زنده مانده است و این هنر نشان میدهد که یک جامعه چگونه میتواند خاطره تاریخی خود را نه تنها در کتابها، بلکه در قالب یک تجربه زنده حفظ کند. ارزشهای انسانی و مفاهیمی مانند دفاع از عدالت، وفاداری، فداکاری و انتخاب اخلاقی که در آیینهای عاشورایی بسیار برجستهاند فراتر از مرزهای فرهنگی بوده و برای بسیاری از انسانها قابل فهم و ارزشمند است. ثبت آیین تعزیه در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو، نشاندهنده اهمیت آن بهعنوان یک هنر زنده و نمونهای از توانایی انسان در حفظ خاطره، آفرینش هنری و انتقال معناهای فرهنگی است. اما پیام جهانی آیینهای عاشورایی، مانند تعزیه، این است که انسانها در فرهنگهای مختلف با وجود تفاوتهای دینی و تاریخی، میتوانند از طریق هنر درباره مفاهیمی مشترک مانند عدالت، رنج، امید و کرامت انسانی سخن بگویند.
ایرنا: چگونه میتوان آیینهای عزاداری شیعی ایران را بهعنوان بخشی از گردشگری فرهنگی و مذهبی معرفی کرد، بدون آنکه اصالت و معنویت آنها آسیب ببیند؟
معرفی این آیینها به جهان میتواند فرصتی ارزشمند برای شناخت بهتر فرهنگ ایران باشد اما این معرفی باید با احترام به ماهیت اصلی آنها انجام شود و نخستین اصل این است که آیین باید بر گردشگری مقدم باشد. این مراسم ابتدا برای جامعه خود معنا دارند و نباید تنها بهعنوان برنامهای برای جذب مخاطب بیرونی تغییر شکل دهند. آموزش گردشگران مسأله مهم بعدی است. کسی که در یک آیین فرهنگی حضور پیدا میکند، باید درباره تاریخ، معنا و جایگاه آن شناخت داشته باشد. سوم اینکه باید از تجاری شدن بیش از اندازه این آیینها جلوگیری کرد؛ زیرا اگر یک آیین تنها به نمایش تبدیل شود، ممکن است بخش مهمی از معنای معنوی و اجتماعی خود را از دست بدهد. چهارم، جامعه محلی باید نقش اصلی داشته باشد؛ زیرا مردم حاملان واقعی این میراثاند و باید در شیوه معرفی و مدیریت آن مشارکت کنند. همچنین حمایت از حاملان این میراث، مانند تعزیهخوانان، نوحهخوانان، استادان موسیقی آیینی و پژوهشگران محلی، برای ادامه حیات آن ضروری است. بنابراین بهترین شیوه معرفی این آیینها، ایجاد تعادل میان جهانی شدن و حفظ اصالت بومی است. میراث زنده زمانی ارزشمند باقی میماند که برای مردم خود زنده باشد، نه اینکه فقط برای نگاه دیگران اجرا شود.
منبع خبر: ایرنا | انتشار: NabzeRuz.ir