عمومی

تأثیر یوتیوبرها بر سلیقه و رفتار کودکان چگونه است؟

تأثیر یوتیوبرها بر سلیقه و رفتار کودکان چگونه است؟

به نقل از شهرآرانیوز، کودکان امروزی در مقایسه با نسل‌های پیشین، در دنیای پر از تصویر و ویدئو رشد می‌کنند؛ تصاویری که تنها از تلویزیون یا کتاب‌های درسی نمی‌آید و گاهی از طریق صفحه کوچک تلفن همراه، با صدا و چهره‌ای آشنا به دنیای کودک وارد می‌شود. یوتیوبرها و سایر تولیدکنندگان محتوای اینترنتی دیگر برای بسیاری از کودکان چهره‌های ناشناسی نیستند؛ آنها بخشی از زندگی روزمره کودک هستند، در لحظات تنهایی او حاضرند، او را شاد می‌کنند، با او گفتگو می‌کنند و گاهی حتی در مورد مسائلی که برای او جذاب یا مورد علاقه است، تصمیم‌گیری می‌کنند.

این تغییر، تنها یک تحول در شیوه سرگرمی کودکان نیست. نکته مهم‌تر این است که چهره‌های اینترنتی به تدریج می‌توانند در شکل‌گیری سلیقه، زبان، سبک زندگی و حتی نگرش کودک نسبت به موفقیت و زندگی ایده‌آل تأثیرگذار باشند؛ در حالی که خانواده و مدرسه معمولاً از محتوایی که کودک مصرف می‌کند، آگاهی دقیقی ندارند.

رابطه کودک با یک یوتیوبر به طرز قابل توجهی با تماشای یک برنامه تلویزیونی معمولی متفاوت است. کودک ممکن است یک چهره اینترنتی را بارها و بارها ببیند؛ از شوخی‌های او آگاه باشد، واکنش‌هایش را پیش‌بینی کند، درباره زندگی روزمره‌اش اطلاعاتی داشته باشد و حتی احساس کند او را می‌شناسد.

این تکرار، نوعی حس نزدیکی ایجاد می‌کند؛ نزدیکی که اگرچه یک‌طرفه است، اما برای کودک می‌تواند کاملاً واقعی جلوه کند. یوتیوبر در این وضعیت از یک تولیدکننده محتوا به شخصیتی تبدیل می‌شود که کودک به صحبت‌هایش گوش می‌دهد و ممکن است نظراتش را درباره لباس، اسباب‌بازی، بازی، موسیقی، غذا یا حتی سبک زندگی جدی بگیرد.

موضوع صرفاً به این که کودک چه چیزی تماشا می‌کند محدود نمی‌شود؛ بلکه اهمیت دارد که چه کسی را هر روز می‌بیند. پشت این ارتباط، سازوکاری وجود دارد که بیشتر بر اساس رفتار کودک عمل می‌کند تا انتخاب آگاهانه او. کودک یک ویدئو را تماشا می‌کند، چند ثانیه بیشتر روی ویدئوی دیگری متوقف می‌شود یا چند محتوای مشابه را دنبال می‌کند و این رفتارها می‌تواند مسیر پیشنهادهای بعدی را تعیین کند.

به این ترتیب، کودک ممکن است وارد چرخه‌ای شود که در آن، محتوایی مشابه آنچه قبلاً دیده است، بارها و بارها در مقابلش قرار می‌گیرد. تکرار، علاقه را تقویت می‌کند و این علاقه می‌تواند به تولید محتوای مشابه منجر شود.

در این شرایط، انتخاب کودک همیشه به معنای انتخابی کاملاً آزاد و آگاهانه نیست. بخشی از آنچه که او می‌بیند، نتیجه سازوکاری است که به منظور حفظ توجه او طراحی شده است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، مفهوم «اقتصاد توجه» است. تولیدکنندگان محتوا برای دیده شدن، ناچارند توجه مخاطب را حفظ کنند و در فضای رقابتی اینترنت، هر ثانیه اهمیت دارد. عناوین جذاب، تصاویر دیدنی، تدوین‌های سریع، شوخی‌های مکرر و روایت‌هایی که کودک را به ویدئوی بعدی جذب می‌کنند، بخشی از این رقابت هستند.

در نتیجه، ممکن است سرگرمی به هدف اصلی تبدیل شود و محتوایی که آرام‌تر، عمیق‌تر یا نیازمند تمرکز بیشتری است، در رقابت با ویدئوهای پرهیجان شانس کمتری برای جلب توجه کودک داشته باشد. کودکی که به این ریتم عادت می‌کند، ممکن است در مواجهه با فعالیت‌هایی که نیازمند صبر، تمرکز و مشارکت طولانی‌مدت هستند، احساس بی‌حوصلگی کند. این مسئله به معنای منفی بودن ذات محتوای آنلاین نیست؛ بلکه به میزان، نوع و الگوی مصرف آن وابسته است.

چالش دیگری که وجود دارد، مرز نازک بین سرگرمی و تبلیغات است. ممکن است کودک محصولی را نه در قالب یک آگهی رسمی، بلکه در دستان یوتیوبر محبوبش ببیند؛ همان کسی که به او اعتماد کرده و هر روز او را تماشا می‌کند.

وقتی معرفی یک کالا در بطن داستان، بازی یا زندگی روزمره تولیدکننده محتوا قرار می‌گیرد، تشخیص مرز میان «توصیه شخصی» و «تبلیغ تجاری» برای کودک دشوارتر می‌شود. او ممکن است احساس کند که آنچه می‌بیند فقط یک پیشنهاد از طرف یک چهره محبوب است، نه بخشی از یک سازوکار تبلیغاتی.

در اینجا، سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند؛ کودکی که هنوز در حال شناخت جهان است، باید به تدریج یاد بگیرد که هر محتوایی که جذاب و صمیمی به نظر می‌رسد، الزماً بی‌طرفانه نیست.

تأثیر چهره‌های اینترنتی فقط در خرید یک محصول یا تماشای یک ویدئو محدود نمی‌شود. کودکان از کسانی که به طور مرتب می‌بینند، کلمات، لحن، شوخی‌ها و حتی نوع واکنش به وقایع را می‌آموزند. گاهی این تأثیر می‌تواند مثبت باشد؛ یک تولیدکننده محتوا ممکن است کودک را به مطالعه، یادگیری مهارت، خلاقیت یا آشنایی با موضوعات جدید تشویق کند. اما در سوی دیگر، ممکن است رفتارهایی همچون مصرف‌گرایی، نمایش افراطی سبک زندگی، تمسخر دیگران یا تعریف ساده‌انگارانه از موفقیت نیز به عنوان سرگرمی به کودک منتقل شود.

کودک هنوز در حال شکل‌دهی معیارهای خود برای تشخیص درست و نادرست، موفقیت و شکست، محبوبیت و ارزشمندی است. بنابراین، تصاویری که بارها می‌بیند می‌تواند در شکل‌گیری این معیارها تأثیرگذار باشد.

فضای مجازی، ویترینی از لحظات انتخاب‌شده است؛ اما کودک ممکن است آن را با واقعیت اشتباه بگیرد. خانه‌های بزرگ، اسباب‌بازی‌های فراوان، سفرهای متعدد، لباس‌های خاص و سبک زندگی پرزرق و برق، وقتی هر روز و در قالب زندگی یک چهره محبوب نمایش داده شوند، می‌توانند معیاری تازه برای مقایسه بسازند.

کودک ممکن است به تدریج زندگی خود را با تصویری مقایسه کند که اساساً برای دوربین ساخته شده است. در چنین وضعیتی، آنچه دیده می‌شود با تمام واقعیت زندگی یک فرد یکسان نیست؛ اما کودک ممکن است هنوز ابزار ذهنی لازم برای تشخیص این تفاوت را نداشته باشد.

در این میان، قرار نیست خانواده با اینترنت وارد جنگ شود یا هر محتوای آنلاین را ممنوع کند. مسئله اصلی، ایجاد فاصله میان کودک و فضای مجازی نیست؛ بلکه ساختن رابطه‌ای آگاهانه‌تر میان این دو است. اگر والدین ندانند که فرزندشان چه کسانی را دنبال می‌کند، چه ویدئوهایی می‌بیند و چه چیزی برایش جذاب است، بخش بزرگی از دنیای روزمره او را از دست خواهند داد.

گفت‌وگو درباره یک ویدئو می‌تواند از ساده‌ترین سوالات آغاز شود: «چرا این فرد را دوست داری؟»، «فکر می‌کنی حرفش درست بود؟»، «آیا به نظرت این ویدئو تبلیغ بود؟» یا «فکر می‌کنی آنچه دیدیم، تمام واقعیت زندگی اوست؟»

چنین گفت‌وگویی، به جای آنکه کودک را از فضای مجازی دور کند، به او کمک می‌کند تا در این فضا تماشاگر منفعل نباشد.

مسئله دیگری که نباید نادیده گرفته شود، حریم خصوصی کودکان است. بسیاری از کودکان هنوز درک روشنی از ارزش اطلاعات شخصی خود ندارند و ممکن است بدون توجه به پیامدها، اطلاعاتی درباره خود، خانواده، محل زندگی یا علایقشان در فضای آنلاین به اشتراک بگذارند.

از سوی دیگر، خود خانواده‌ها نیز گاهی برای ثبت و انتشار لحظه‌های زندگی فرزندانشان، تصاویری و اطلاعاتی را در فضای عمومی منتشر می‌کنند که ممکن است سال‌ها بعد همچنان در اینترنت باقی بماند. نسلی که امروز در حال بزرگ شدن است، شاید نخستین نسلی باشد که بخشی از خاطرات کودکی‌اش نه در آلبوم خانوادگی، بلکه در سرورهای اینترنت ثبت شده است.

موضوع تنها به «چقدر» محدود نمی‌شود؛ «چه چیزی» نیز اهمیت دارد. در نهایت، بحث درباره رابطه کودکان و یوتیوبرها نمی‌تواند صرفاً به تعداد ساعت‌های استفاده از صفحه نمایش محدود شود. زمان تماشا مهم است، اما کیفیت محتوا، نوع رابطه کودک با آن، سن او، میزان نظارت خانواده و توانایی‌اش برای تحلیل آنچه می‌بیند نیز اهمیت دارد.

یوتیوب و دیگر پلتفرم‌های ویدئویی می‌توانند دریچه‌ای به سوی آموزش، سرگرمی، خلاقیت و تجربه‌های جدید باشند؛ اما همان دریچه می‌تواند بدون همراهی و سواد رسانه‌ای، به مسیری برای مصرف بی‌پایان محتوا تبدیل شود.

کودک امروز ممکن است پیش از آنکه یک یوتیوبر را از نزدیک ببیند، صدها ساعت از زندگی او را دیده باشد. بنابراین، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا چهره‌های اینترنتی بر کودکان تأثیر می‌گذارند یا خیر؛ پرسش مهم‌تر این است که این تأثیر چگونه شکل می‌گیرد، چه کسی آن را هدایت می‌کند و خانواده و جامعه تا چه اندازه برای مواجهه آگاهانه با آن آماده هستند. چرا که تربیت کودک دیگر تنها در خانه و مدرسه صورت نمی‌گیرد. بخشی از این فرایند در سکوت صفحه‌ای روشن و در حضور افرادی اتفاق می‌افتد که شاید کیلومترها دورتر باشند، اما هر روز به اتاق کودک سری می‌زنند.

منبع خبر: شهرآرا | انتشار: NabzeRuz.ir

قیمت طلا و ارز