به گزارش ورزش سه، پس از اظهارات محسن خلیلی درباره اینکه دو پیشکسوت باشگاه پرسپولیس پس از مراجعه به ساختمان باشگاه و مشاهده در بسته اتاق مدیرعامل، با لگد به در زده و اعتراض خود را با فریاد اعلام کردهاند، جنجال زیادی در این باره به وجود آمد و افراد مختلفی در مورد این ماجرا اظهارنظر کردند. پیگیریهای انجامشده نشان داد که بهروز سلطانی و مرتضی فنونیزاده دو پیشکسوت حاضر در این واقعه بودند.
بهروز سلطانی، چهره اصلی این حادثه، در گفتوگویی با ورزش سه، روایت خود را از اتفاقات ساختمان باشگاه بیان کرده و هرگونه ضربه به در اتاق مدیرعامل را رد کرده و از محسن خلیلی درخواست کرده تا تصاویر دوربینهای باشگاه را منتشر کند. سلطانی همچنین به دلایل حضورش در باشگاه، اختلافاتش با خلیلی و حواشی پیرامون فعالیت پیشکسوتان در بخش استعدادیابی پرداخت.
* آیا در باشگاه پرسپولیس لگد به در زده شده است یا مشت؟
این در دارای پنج دوربین است. اگر من با مشت یا کوچکترین لگدی به آن زدهام، لطفاً نشان بدهند. من شخصیتی دارم که به در لگد بزنم؟ غیرممکن است. او میخواهد از کارهای خود فرار کند. چطور ممکن است یک نفر اخراج شود و بعد از بازگشت شش پست بگیرد و حالا بگوید که با لگد به در زدهاند؟ آن همه افراد آنجا بودند و ما پرسیدیم که چرا در را باز نکردید؟ گفتند که او گفته است. من با شما چه مشکلی دارم که اینگونه رفتار میکنید و سپس میگویید که دنبال سهمخواهی هستند؟ هیچکس نیامد از من بپرسد که چرا به باشگاه رفتید و برنامهتان چه بوده است.
* دلیل حضور شما در باشگاه چه بود؟
آقای حدادی از من و آقای فنونیزاده خواست تا پیگیر یکی از پیشکسوتانی باشیم که دچار مشکل شده است. به عنوان پیشکسوت، وظیفه ماست که به مشکلات پیشکسوتان رسیدگی کنیم. نمیدانم آقای محسن خلیلی چه فکری کرده که ما دنبال چه چیزی هستیم.
* اما شما و آقای فنونیزاده در باشگاه بودید و او میگوید که فقط برای هماهنگی محل تمرین پیشکسوتان به باشگاه رفتهاید.
این موضوع هم درست است. زمینی که پیشکسوتان در آن جمع میشدند، شرایط مناسبی نداشت و ما به آقای حدادی گفتیم که زمین درفشیفر را در اختیار ما قرار دهند و او هم قبول کرد. ما یک ساعت با او صحبت کردیم و او درخواستش را برای پیگیری مشکل یکی از پیشکسوتان مطرح کرد و ما هم گفتیم چشم. اکنون هم در حال پیگیری همین موضوع هستیم. من دوباره تأکید میکنم که آقای خلیلی باید از آنجا خارج شود. او سواد و تجربه لازم برای این کار را ندارد. من به آقای حدادی هم گفتم که او را تنها نمیگذارم.
* چطور ممکن است شما از پیمان حدادی تمجید کنید اما به انتخاب او احترام نگذارید؟
چون او را میشناسیم. وقتی با آقای حدادی درباره هر موضوعی صحبت میکنیم، او با متانت پاسخ میدهد و احترام میگذارد، اما این آقا هیچ احترامی نمیگذارد و به دروغ میگوید که ما به در لگد زدهایم. شاهد بیاورید که ما چنین کاری کردهایم. سوال من این است که چرا به فردی مثل او شش پست داده میشود؟ ما افراد با سواد زیادی در این باشگاه داریم. چرا فوتبال ما به قهقرا رفته است؟ فقط به خاطر پارتیبازی. چرا تیم ملی ما چندین سال است موفق نمیشود؟
* آیا به خاطر این است که محسن خلیلی در باشگاه پرسپولیس است؟ این موضوع چه ارتباطی به این مسائل دارد؟
او اقداماتی انجام داده که منجر به اخراجش شده است.
* شما به سوال من پاسخ ندادید که چطور از پیمان حدادی دفاع میکنید و از انتخاب او انتقاد میکنید؟
آقای حدادی نماینده آقای احمدی است و انسان آرام و خوبی است. محسن خلیلی میگوید من با پا به در زدهام. من هرگز چنین کاری نمیکنم. من در کل زندگیم یکبار هم اخراج نشدهام و دو کارت زردی که گرفتهام، برای وقتکشی بوده است. یکی از افتخارات من بازی در تیم ملی است. این باشگاه حاصل زحمات صد نفر است که اینجا بازی کردهاند و اکنون دیگران از آن سود میبرند. صحبت من این است که چرا فردی که به دلایل مشخصی اخراج میشود، دوباره برگردانده میشود و دو پست هم به او داده میشود؟ یک نفر باید به این سوال من پاسخ دهد. اگر یک نفر هم از آنجا بیاید و بگوید که سلطانی لگد به در زده، از قوه قضائیه درخواست میکنم که محکومیت من را صادر کند. من مهندس نقشهبرداری هستم و در زندگیام دعوا نکردهام و برای خودم شخصیت دارم. آیا باید بروم در باشگاه را با لگد بزنم؟ اگر این کار را بکنم، باید بمیرم. این صحبتها از روی بیاساس است. من تا زمانی که زنده هستم، نمیگذارم او در باشگاه بماند، زیرا یک فرد اشتباه نمیتواند در این باشگاه پست بگیرد. محسن خلیلی بگوید چرا مربیای که دو بار تیمش را قهرمان کرده، عوض شده است؟ چرا مدیر آکادمی را تغییر دادهاند؟ من هیچ ترسی ندارم، درسم را خواندهام و اکنون هم کارم را انجام میدهم و از من میخواهند که به پیگیری مشکلات پیشکسوتان بپردازم. در باشگاه هم همه به من احترام میگذارند، فقط آقای خلیلی چشم دیدن دهه ۶۰ را ندارد. شما میدانید که از تیم به من زنگ زدند و گفتند سه اسم برای سرپرستی بده. من دو اسم دادم و گفتند نفر بعدی را نگو، نفر اول خودتی.
* مشکل شما با محسن خلیلی از کجا شروع شد؟
مشکل از اینجا آغاز شد که هر چیزی به او گفتیم، پاسخ منفی داد. رئیسش موافقت میکرد، اما او نمیگذاشت. ما حرکاتی برای پیشکسوتان انجام میدهیم و من مسئول پیشکسوتان هستم. من و آقای فنونیزاده وظیفهمان است که به باشگاه برویم، اما او میگوید ما زیادهخواهی میکنیم. اصلا تو کی هستی که من از تو زیادهخواهی کنم؟ من با تو صحبت میکنم، این برای من ننگ است. مشکل ما این است که پارتیبازی فوتبال ما را نابود کرده است. این را در لیگ برتر و مربیانی که بین تیمها جابجا میشوند هم میتوان دید. مربیان اخراج میشوند و سال بعد تیم میگیرند. من تمام دورههای ورزشی را گذراندهام و در دو کشور آموزش دیدهام. همانطور که گفتم از تیم برای سرپرستی به من زنگ زدند، اما گفتم نه، من نمیتوانم با آقای خلیلی کار کنم. البته باشگاه خانه دوم ماست و اگر ما نبودیم، این باشگاه هم وجود نداشت. اکنون عباس کارگر را از باشگاه بیرون میاندازند. او یک بازیکن خوب تیم ملی و پرسپولیس بوده است، چرا او را بیرون میاندازید؟ باید در آنجا را گل گرفت. واقعاً متأسفم. چند بازیکن ما به آنجا رفتهاند و به آنها احترام نگذاشتهاند. دلیلش هم همین آقای خلیلی است. من تا زمانی که زنده هستم، مخالف او هستم و اجازه نمیدهم در آن باشگاه کار کند. او میگوید من آقای گل شدم، آن هم با چند بازیکن که هیچ چیز بلد نبودند. آقای گل، آقای پیوس است. او بازیکن سایپا است. من به شما قول میدهم که نمیگذارم آقای خلیلی اینجا بماند. اکنون سکوت کردهام اما اقدام میکنم. او بگوید چرا اخراج شده و چرا او را آوردند؟ چه کسی او را آورده؟ با چه قدرتی آمده؟ چه سابقه و تحصیلاتی دارد؟ جوانهایی که دفاع میکنند، نمیدانند چه خبر است. اکنون من با تمام گلرهای تیم ملی و لیگ بودهام و همه موفق بودهاند و حتی اکنون هم با هم در ارتباط هستیم. شما جای من باشید ناراحت نمیشوید که یک نفر با این شرایط در باشگاه پست بگیرد و اینگونه رفتار کند؟ ما درباره تیم پرسپولیس اظهارنظر منفی نمیکنیم. انتقادهای ما سازنده است.
* شنیده میشود اختلاف شما با محسن خلیلی بر سر تصمیم او مبنی بر عدم ادامه همکاری با شما به عنوان استعدادیاب بوده است.
نه. مگر به ما چقدر پول میدادند؟ آدم خجالت میکشد در این باره صحبت کند. یک طرح به من بدهید تا نقشهبرداری کنم، صد برابر آن پول میگیرم. من دو ماه اول بعد از این انتصاب نرفتم، زیرا میگفتم چرا باید برای این پول کار کنیم؟ اما به هر حال آقای درویش اسم ما را نوشت. اصلاً استعدادیاب یعنی چه؟ ما رفتیم استعداد کشف کردیم و چهار بازیکن آوردیم و همه را بیرون انداختند، اما همانها اکنون در لیگهای پایه بازی میکنند. ما به اهواز و گچساران و نورآباد و … رفتیم و چهار بازیکن عالی و یک گلر خوب انتخاب کردیم، اما هیچکدام را برنداشتند. در شخصیت من نیست که بروم بگویم چرا من را استعدادیاب نکردید. من برای ۲۰-۳۰ تومان خودم را بفروشم؟ اینها خندهدار است.
* گفتید با شما برای سرپرستی تماس گرفتند. شما چه کسانی را برای سرپرستی معرفی کردید؟
یکی آقای عبداللهنژاد بود و نفر دوم را نمیتوانم بگویم. سومین نفر را هم نگذاشتند بگویم و گفتند خودت هستی. آقای عبداللهنژاد یک فرد تحصیلکرده و باادب است که همه میگویند بینظیر است. نفر دوم هم از من خواسته که نامش را نگویم. به من گفتند اسم خودت را به عنوان اولین نفر مینویسیم، اما من خواهش کردم این کار را نکنند، زیرا با مسائلی که پیش آمده اگر من بیایم، حاشیه ایجاد میشود.
* شما پیشکسوت این باشگاه هستید و هواداران از شما انتظار دارند حامی تیم باشید. شما میگویید تا روزی که هستید اجازه کار به محسن خلیلی را نمیدهید. این موضوع قطعاً هواداران پرسپولیس را عصبانی خواهد کرد.
هواداران جوانهای ۲۰ ساله هستند و ما را خوب نمیشناسند. قدیمیها ما را میشناسند. من مخلص هواداران هستم اما وظیفه ماست که به آنها اطلاعرسانی کنیم. ما نمیتوانیم بگذاریم کسی با این شرایط وارد باشگاه شود. این وظیفه بزرگترهاست. من آرزوی موفقیت تیم را دارم و اصلاً نمیخواهم حاشیه درست کنم.
* نکته همین است که شما باید به تیم کمک کنید اما با این صحبتها تیم را وارد حاشیه میکنید.
پس از این به بعد هر کسی هر کاری کرد، بیاید در باشگاه پرسپولیس کار کند. من از همه عذرخواهی میکنم و دخالت هم نمیکنم. دلیل نمیشود من به خاطر حرفهای هوادار ۲۰ ساله سکوت کنم. من و آقای فنونیزاده وظیفهمان است و برای زیادهخواهی هم نرفتیم، ما را خواستند تا به رفیقمان کمک کنیم. وقتی شما دروغ میگویید که با لگد به در زدهاند، شهامت داشته باشید و پنج نفر را بیاورید که بگویند من این کار را کردهام. اگر گفتند، مرگ من است. من با این سن و این شخصیت لگد به در بزنم؟ به روح پدر و مادرم چنین چیزی نبوده است. به من فحش هم بدهند، غیرممکن است که این کار را بکنم. حتی شنیدم یک نفر گفته که من یک چک زدهام، من دروازهبان بودهام، آقای خلیلی یک چک من بخورد، سالم نمیماند. این حرفها و شایعات قشنگ نیست. لگد زدن به در و این مسائل فیزیکی در شان من نیست. دروغ میگویند. چون من به باشگاه میروم حاشیه میشود، آیا باید دیگر نروم؟ چشم. من از آقای احمدی و آقای حدادی عذرخواهی میکنم و دیگر حرفی نمیزنم. هر کسی را میخواهید بیاورید.
* میخواهم درباره اظهارات وحید قلیچ هم صحبت کنید که ضمن انتقاد از رفتارهای شما اعلام کرد شما ۹۰ استعداد پیدا کردهاید که حتی یک نفر هم انتخاب نشده است.
من هیچ صحبتی درباره این فرد ندارم. میتوانم چیزهایی درباره او بگویم که از ایران فرار کند. نمیخواهم اسمش را بشنوم. او به خاطر پول به استقلال میرود، اما من گوشه زمین باشگاه پرسپولیس را میبوسم و عاشق این تیم هستم و این جنگی که اکنون میکنم، به خاطر تعصب است. اسم این فرد را نیاورید.
* صحبت پایانی؟
من خواهش میکنم به همه هواداران بگویید که عشق من پرسپولیس است، من در این تیم بازی کردهام و اکنون هم سکوت میکنم و این آخرین مصاحبهام است. میخواهم آرامش به تیم بیاید و بعداً صحبت میکنم و حرفهایی که نگفتم را بیان میکنم.
منبع: www.varzesh3.com