همشهریآنلاین – مجیدجباری: تصرف اراضی ملی، تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، ساختوساز غیرمجاز و قطع درختان به گونهای تکرار شدهاند که دیگر خبر تازهای نیستند. اما گاهی برخی تخلفات به روایتهایی تبدیل میشوند که بیش از آنکه شبیه یک پرونده محیطزیستی باشند، به داستانهای عجیب و باورنکردنی شباهت دارند.
پرویز سلیمانی، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان الشتر، چند روز پیش کاملاً ناگهانی جان باخت و جامعه جنگلبانی ایران را در شوک و اندوه فرو برد. برای بسیاری از همکارانش، او جنگلبانی بود که زندگیاش را در راه حفاظت از طبیعت صرف کرده بود و نامش با پیگیری پروندههای تخریب منابع طبیعی و دفاع از جنگلها و مراتع گره خورده بود. بزرگترین دغدغهاش ایران و طبیعت ایران بود.
همکارانش میگویند که پس از حضور در شهرستان سلسله و پذیرش مسئولیت فرماندهی یگان حفاظت، روند تشکیل پروندههای تخلف منابع طبیعی افزایش یافته که عزم جدی او برای مقابله با متخلفان و حفاظت از عرصههای ملی را نشان میدهد. سلیمانی حضور میدانی را به نشستن پشت میز ترجیح میداد. حتی زمانی که مدیران استانی با حضور رسمی او در عملیات ملی اطفای حریق جنگل الیت چالوس موافقت نکردند، مرخصی گرفت و راهی شمال شد و در کنار دیگر نیروهای عملیاتی با آتش جنگید.
حالا آخرین گفتوگوی پرویز سلیمانی شامل چند مورد تخلفاتی است که حتی برای نیروهای باسابقه منابع طبیعی نیز عجیب و غریب به نظر میرسد. چندی پیش، خبر ساخت پایه پل بتنی غیرمجاز در منطقه حفاظتشده ورجین در حریم رودخانه جاجرود در شمال شرق تهران خبرساز شد. سازهای که متخلفان با هدف تصرف و تغییر کاربری اراضی ملی در دل منطقه حفاظتشده بنا کرده بودند، اما پیش از بهرهبرداری با ورود محیطبانان و حکم قضایی تخریب شد. این اتفاق، توجهها را به شکلهای تازه و گاه عجیب تخریب طبیعت جلب کرد که نمونههای مشابه آن در نقاط مختلف کشور نیز دیده میشود.
پرویز سلیمانی در گفتوگو با همشهریآنلاین به پروندهای در منطقه گردشگری کهمان لرستان اشاره کرد و گفت: یکی از متخلفان تصمیم گرفته بود از سازههای آبخیزداری استفادهای متفاوت داشته باشد. یکی از افراد محلی، پشت سدهای آبخیزداری و گابیونبندی که برای مهار روانآبها ساخته شدهاند، شالیزار ایجاد کرده و برنج کاشته بود. استدلالش هم این بود که خاک حاصلخیز پشت این سازهها بهترین مکان برای کشت برنج است!
روایت جنگلبانی که زیر باران موشک از خاک و درخت دفاع میکند؛ جان میدهیم تا زاگرس زنده بماند. اما عجیبترین روایت سلیمانی مربوط به فردی بود که ادعای علاقه به طبیعت داشت. او در این باره گفت: فردی در منطقه الشتر یک درخت بلوط چند صد ساله زاگرس را قطع کرده و به جای آن نهال گردو کاشته بود. نکته عجیبتر اینکه از اقدام خود دفاع هم میکرد و خود را طبیعتدوست میدانست. در حالی که بلوط یکی از ارزشمندترین گونههای جنگلی زاگرس است و از بین رفتن هر اصله درخت کهنسال آن، خسارت جبرانناپذیر برای این اکوسیستم محسوب میشود.
روایتهای سلیمانی به همین جا ختم نمیشد. ساخت غیرقانونی کپر در مسیل و حریم رودخانه سراب خاصان در خرمآباد و همچنین ساخت خانه بدون مجوز در دل کوهستان از دیگر پروندههایی بود که بعد از سالها به یاد داشت. به گفته سلیمانی، سازنده یکی از این خانهها در منطقهای کوهستانی در الشتر، هنگام مواجهه با ماموران منابع طبیعی گفته بود چون به طبیعت علاقه دارد، تصمیم گرفته خانه خود را در دل طبیعت بسازد. توجیهی که به اندازه اصل تخلف عجیب به نظر میرسید.
کارشناسان سالهاست هشدار میدهند که ضعف بازدارندگی قوانین، کمبود نیروهای حفاظتی و گستردگی عرصههای طبیعی، شرایط را برای سودجویان آسانتر کرده است. با این حال آنچه این روزها بیش از گذشته جلب توجه میکند، شکل تازه برخی تخلفاتی است که گاهی مخاطب را بین ناباوری و تاسف سرگردان میکند.
این روایتها تنها نمونههایی از تخریب طبیعت هستند از زبان جنگلبانی که با غیرت و تعصب از طبیعت زاگرس دفاع کرد، در روزهای آتش و بحران کنار همکارانش ایستاد و تا آخرین روزهای زندگی از طبیعت محافظت کرد. شاید بهترین یادبود برای او، حفظ جنگلها و مراتع باشد که سالها برای حفاظت از آنها با جان و دل تلاش کرد.
منبع: www.hamshahrionline.ir