همشهریآنلاین – امید محمدیان: سفر اخیر نتانیاهو به آمریکا که نخستین بار پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران انجام شده، با حالتی نگران و مملو از پیامهای متضاد همراه بود. در این سفر، هیچ استقبال رسمی از نتانیاهو و همسرش در فرودگاه صورت نگرفت و ترامپ در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران، دوباره بر هماهنگی مواضع خود با نتانیاهو در خصوص ایران تأکید کرد و به وجود اختلاف اندکی نیز اشاره کرد؛ هرچند در خصوص اطلاعات ادعایی نتانیاهو درباره کوه «کلنگ» در ایران، به وضوح به او گفت که نیازی به به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی که خود میداند ندارد. همچنین ترامپ و مقامات آمریکایی به مذاکرات جاری با ایران اشاره کردند و روزنامههای اسرائیلی به عدم محبوبیت نتانیاهو در میان میزبانش در کاخ سفید پرداختند.
تمام این عناصر میتوانند تصویری از ناکامی سفر او در آغاز یک جنگ تمامعیار دیگر با همراهی آمریکا علیه ایران ارائه دهند. هرچند که بحران ذخایر موشکی سامانههای پیشرفته تاد و پاتریوت آمریکاییها در برابر موشکها و پهپادهای ایرانی از مسائل مهم به شمار میآید، اما باید به چند موضوع دیگر توجه کرد که احتمال بروز مجدد جنگ را حتی پیش از انتخابات کنگره بارز میسازد.
نخست اینکه آخرین سفر نتانیاهو به دیدار ترامپ در کاخ سفید به دی ماه سال گذشته بازمیگردد که منجر به عملیات نظامی متجاوزانه این دو کشور علیه ایران تنها چند ماه بعد، یعنی در اسفند ماه، شد. بنابراین این سفر نیز میتواند مقدمهای برای حملهای بزرگتر باشد.
دومین موضوع، محاسبات شخصی ترامپ با وجود پیچیدگیهای رفتاری و غیرقابل پیشبینی بودن اوست. جنگ اخیر مشکلات اقتصادی بیسابقهای را در آمریکا به وجود آورده و ترامپ با چشمانداز دشواری برای پیروزی در انتخابات کنگره مواجه است. بر اساس نظرسنجیها، ترامپ در زمینه عملکرد اقتصادی در پایینترین سطح محبوبیت قرار دارد و رکوردهایی را ثبت کرده است. آخرین نظرسنجی اکونومیست نشان میدهد که نرخ تأیید خالص ترامپ حتی از زمان دور اول ریاستجمهوریاش در سال 2017 به پایینترین سطح -25 درصد رسیده است، نرخی که حتی نسبت به عدم محبوبیت سلف قبلیاش، یعنی بایدن، رکورد بالایی محسوب میشود. اما ترامپ در ظاهر غیرقابل پیشبینی بودنش، در واقع دارای حربهای پنهان برای کسب امتیازات لازم در زمان افت و سراشیبی است.
غیرقابل پیشبینی بودن او همواره با ارائه درخواستهای حداکثری، بیسابقه و شگفتانگیز همراه بوده است. نمونههای بارز آن ادعاهای توسعهطلبانه او نسبت به استقلال و تمامیت ارضی متحدانش نظیر کانادا و گرینلند دانمارک است. او در سیاست داخلی نیز در برابر رقبای خود از همین حربه استفاده میکند. اما این موضوع چه معنایی برای ما دارد؟
افزایش قیمتها و نارضایتیهای ناشی از آن تمام ماجرای رفتار رایدهندگان در آمریکا نیست و ممکن است با کنترل این مسائل از طریق اجتناب از درگیریهای طولانیمدت یا حتی دستیابی به آتشبسی موقت و شکننده، تغییر کند. افزایش قیمتها، چه بیشتر و چه کمتر، به پیشرفت کارزار دموکراتها کمک کرده است. دموکراتها بر روی «مقرون به صرفه شدن زندگی» برای جذب آرا تمرکز دارند. شعار و محور فعالیت آنان به قلب ماهیت دولت ترامپ و اعضای آن حمله میکند، یعنی مخالفت با تسهیل ثروتاندوزی الیگارشهای آمریکا از طریق معافیتهای مالیاتی و تصویب قوانین به نفع آنان. در یکی از ویدیوهای تبلیغاتی دموکراتها به میلیونها دلار هزینه برای ساخت سالن رقص جدید در کاخ سفید اشاره شده و در آن خطاب به شهروندان آمریکایی بیان میشود در حالی که هزینه درمان و داروی شما در حال افزایش است، شما هرگز به مهمانیهای این سالن دعوت نمیشوید!
این مسائل در کنار این واقعیت که ترامپ در پایینترین سطح عدم محبوبیتهای بیسابقهای قرار دارد، میتواند احتمال شکست او در انتخابات کنگره را بیش از هر زمان دیگری محتمل جلوه دهد. چنین پیشفرضی میتواند ترامپ را به سمت «رفتارهای ناگهانی و تهاجمی» حتی پیش از انتخابات کنگره علیه ایران سوق دهد. او همچنین از قبل برای مواجهه با اکثریت دموکراتهای آینده کنگره برنامهریزی کرده است. همانطور که اشاره شد، ترامپ با به کارگیری خواستهها یا طرحهای غیرمتعارف و حداکثری سعی در تأمین حداقل سود و امتیازاتی برای خود در زمان شکست و افت دارد.
او در واقع با برنامههای شدید ضدمهاجرتی خود، میخواهد سدی در برابر امکان چانهزنی گسترده با دموکراتهای آینده کنگره ایجاد کند. همچنین باید به یاد داشت که اعضای کنگره افرادی سالم و متعهد به شعارها و وعدههای سیاسی خود نیستند؛ روسایجمهور آمریکا به هر حال در برابر اعضای کنگره قدرت چانهزنی قابل توجهی دارند و این بدان معناست که استیضاح ترامپ حتی با اکثریت دموکراتها در کنگره روندی ساده و خودکار نخواهد بود و ترامپ کارتهای کافی برای مقابله با چنین سرنوشتی در دست دارد.
علاوه بر این، بر اساس سنت سیاسی و حقوقی آمریکا، استیضاح روسای جمهور تنها در صورت تخلفات محرز قانونی و نه عملکرد سیاسی یا اقتصادی انجام میشود. نتیجه این موضوع آن است که اگر ترامپ بخواهد، در صورتی که کنگره آینده تحت کنترل دموکراتها باشد و ادامه جنگ علیه ایران غیرقانونی به شمار آید، انگیزه و دلیل مضاعفی برای آغاز جنگ علیه ایران پیش از انتخابات کنگره پیدا میکند. جنگی که برای تحقق اهدافش و نجات ترامپ، ممکن است به سطحی از اشتباه محاسباتی وارد شود که منجر به حملات شدیدتر و گستردهتری گردد.
منبع: www.hamshahrionline.ir