به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، سه سفر و یک بیانیه، هرچند نتیجه ترافیک دیپلماتیک گذشته در تهران بود، اما حملات اخیر آمریکا به برخی مناطق در جنوب ایران، پس از یک وقفه یک ماهه در میدان، نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا همچنان اهمیت پایان جنگی نادرست را درک نکرده است. در روز دوشنبه دوم شهریور ماه، ورود هواپیمای حامل «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان به فرودگاه مهرآباد تهران، بسیاری از تحلیلگران را به صحبت درباره آغاز دور جدیدی از فعالیتهای دیپلماتیک و میانجیگری واداشت. حضور «بدر البوسعیدی» وزیر امور خارجه عمان و شیخ «محمد بن عبدالرحمن آل ثانی» نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر در تهران، ابعاد جدیدی به این تحلیلها بخشید و بیانیه مشترک ایران و عمان در مورد تنگه هرمز، گمانهزنیها درباره بازگشت به مسیر مذاکره و دیپلماسی را تقویت کرد.
اما تنها کمتر از یک هفته پس از آن، در شامگاه یکشنبه ۸ شهریور، آمریکا به مرکز نظامی سپاه در جزیره لارک در تنگه هرمز حمله کرد که منجر به شهادت و مجروح شدن چند تن از نیروهای مسلح کشورمان شد. حمله دوم نیز در شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور به چند نقطه در سواحل جنوبی ایران، شامل مکانهای غیرنظامی صورت گرفت، که با واکنش قاطع ایران روبرو گردید. پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا این اقدامات ناتمام از سوی آمریکا میتواند ثبات منطقه و منافع این کشور و متحدانش را تامین کند؟ «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا باید به این سوال پاسخ قانعکنندهای بدهد، به ویژه نزدیک به شش ماه پس از آغاز جنگی غیرضروری.
ایران بر حسن نیت خود در تاکید بر بازگشت به تفاهم اسلامآباد پافشاری کرد. روند آغاز شده با سلطنت عمان به عنوان کشوری که در ساحل تنگه هرمز واقع شده، با سفر البوسعیدی وزیر خارجه عمان در هفته گذشته وارد مرحله جدید و جدیتری شد. در این دیدار دو وزیر با توجه به وضعیت کنونی در تنگه که ناشی از جنگ اخیر و پیامدهای فاجعهبار آن بود، چارچوبی مرحلهبندی شده را بررسی کردند که میتواند مبنایی عملی و قابل اجرا برای پیشبرد امور فراهم کند.
بر اساس بیانیه مطبوعاتی مشترک منتشر شده از سوی ایران و عمان، چارچوب پیشنهادی شامل ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز و توافقی برای اجرای یک پروژه مشترک به منظور پاکسازی تنگه از مینها است. مذاکرات فنی میان دو طرف با هدف توافق بر سر یک کریدور دریانوردی دائمی و مدیریت آینده تنگه، به همراه سازوکاری برای تبادل اطلاعات، مدیریت ترافیک، و ارائه خدمات دریانوردی و امنیتی مربوطه ادامه خواهد یافت.
تأکید بر بازگشت به تفاهم اسلامآباد و پذیرش چارچوب کریدور موقت و همکاری در طرح مینروبی، نشانی از حسن نیت ایران بود. «عباس عراقچی» در پیامی که بعد از این دیدار در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نوشت: «تعهد ایران به صلح و ثبات، همواره با دیپلماسی مستحکم و مستمر با همسایگانمان دنبال میشود و چارچوب پیشنهادی برای ایجاد یک کریدور جدید، مینروبی مشترک و مدیریت آتی تنگه هرمز، نمونهای روشن از این رویکرد است.»
ایران و عمان اکنون یک گام تا رسیدن به سازوکاری برای مدیریت تنگه هرمز فاصله دارند. این گام میتواند به معنای آغاز بازگشت صلح به این آبراه نیز تعبیر شود، اما مهمترین تفسیر این بیانیه، نشانههای واضح از حسن نیت دو کشور در رسیدن به راهحلی برای پایان دادن به تنش در منطقه بود. در همین راستا، فرمانده ارتش پاکستان به عنوان میانجی اصلی مذاکرات ایران و آمریکا و وزیر امور خارجه قطر به عنوان دیگر میانجی در تهران حضور یافته و با مقامات جمهوری اسلامی ایران ملاقات و گفتگو کردند.
«مسعود پزشکیان» رئیسجمهور ایران در دیدار با منیر فرمانده ارتش پاکستان، ضمن قدردانی از نقش میانجیگرانه اسلامآباد، ابراز امیدواری کرد که اهداف مندرج در توافق اسلامآباد با تداوم ارادههای مشترک محقق شود. در دیدار با نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، وی تأکید کرد که ایران بهدنبال جنگ و گسترش دامنه درگیریها نیست و منطق حکم میکند که اجرای تفاهمنامه از سر گرفته شود، نه اینکه کشورها به جنگ روی آورند.
«محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس نیز در دیدار با نخستوزیر قطر، در خصوص محاصره اقتصادی آمریکا علیه ایران گفت که این طرح نیز همچون اقدامات پیشین بینتیجه خواهد ماند و این آمریکا است که باید شروطی را که بر اساس یادداشت تفاهم متعهد شده است، اجرایی کند. «محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان، با اشاره به بیاعتمادی به آمریکا، بر مدیریت امنیتی ایران بر تنگه هرمز تأکید کرد و گفت: آمریکا باید رفتار خود را تغییر دهد و اقداماتی عملی در خصوص اجرای شروط تفاهمنامه انجام دهد.
این موضع در دیدارهای مقامات عمان، پاکستان و قطر با وزیر امور خارجه نیز تکرار شد و در نهایت «کاظم غریبآبادی» معاون امور حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه، این نکته را بهروشنی بیان کرد و گفت: ایران از طریق تفاهم با عمان آمادگیهای لازم را ایجاد کرده است، اما این ما نیستیم که در اجرای تعهدات مربوط به گشودن تنگه هرمز پیشدستی کنیم؛ بلکه این آمریکا است که تعهدات خود را متوقف کرده و از مفاد آن خارج شده است. واشنگتن باید به این تعهدات بازگردد و ما اقدامات لازمی را که باید از سوی آمریکا انجام شود بهروشنی اعلام کردهایم.
حملهای که به فاصله کوتاهی از تحرکات دیپلماتیک منطقهای در تلاش برای تثبیت یک کریدور موقت و بازگشت به تفاهم اسلامآباد انجام شد، نشان میدهد که دولت ترامپ تمایلی به همراهی با روند دیپلماتیک جاری ندارد. تأکید بر بازگشت آمریکا به تفاهم اسلامآباد و پذیرش چارچوب کریدور موقت و مشارکت در طرح مشترک مینروبی، نشانهای از حسن نیت ایران بود و تهران نشان داد که آماده است بخشی از پرونده امنیتی هرمز را وارد فاز اجرایی کند، به شرط آنکه این روند در چارچوب حاکمیت و حقوق حاکمیتی خود ایران و با پایبندی متقابل آمریکا پیش برود. برای ایران، رسیدن به توافق با عمان درباره تنگه هرمز، راه را برای بازگشایی این آبراه بر مبنای مدیریت ایران و تفاهم اسلامآباد هموار میکند، اما به نظر میرسد آمریکا همچنان مصر است که مسیر اشتباه خود را تکرار نماید.
حملات آمریکا به ایران به فاصله کوتاهی از این دیدارها، گمانهزنیهایی را در رسانهها ایجاد کرد مبنی بر اینکه فرمانده ارتش پاکستان در سفر به تهران حامل پیام تهدیدی از سوی آمریکا بوده است. در پاسخ به این ادعا، «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه تأکید کرد که «عاصم منیر نه پیام مثبتی داشت، نه پیام منفی. اما جنایت آمریکا برای ما تازگی ندارد. آمریکا هر بار بهانهای برای اقدامات تجاوزکارانهاش پیدا کرده و طبیعتاً پاسخ لازم را نیز دریافت کرده است. این رفتارها فقط نشاندهنده سوءنیت آمریکاست، که هم از یک سو به خاطر سردرگمی ناشی از اشتباه راهبردیای که خود مرتکب شدهاند، و هم به دلیل اعتیاد به زیادهخواهی و اشتباه در مفهوم مذاکره است؛ چیزی که در مورد ایران قطعاً جواب نخواهد داد.»
تحولات میدانی در شامگاه نهم و دهم شهریور نشان داد که فاصله میان بیانیههای دیپلماتیک و واقعیتهای میدانی همچنان زیاد است. پس از حدود یک ماه آرامش نسبی، نیروهای آمریکایی بخشهایی از جنوب ایران را هدف حمله قرار دادند؛ اقدامی که به ادعای یک مقام آمریکایی، با هدف انهدام دو پرتابگر موشکی سپاه پاسداران، پیش از شلیک احتمالی موشکهای حامل مین دریایی به تنگه هرمز انجام شده است. سپاه پاسداران این حمله را «خطای راهبردی و مهلک» خواند و ساعاتی بعد، پایگاههای آمریکایی «ملک حسین» و «الازرق» در اردن و همچنین یک پایگاه آمریکایی در امارات را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد. این حملات به فاصله کوتاهی از تحرکات دیپلماتیک منطقهای در تلاش برای تثبیت یک کریدور موقت و بازگشت به تفاهم اسلامآباد بود و نشان داد که دولت ترامپ علاقهای به همراهی با روند دیپلماتیک جاری ندارد.
چرا ادعای بازگشت به روال عادی در تنگه هرمز گمراهکننده است؟ تکرار یک اشتباه از منظر منطقی به نوعی به معنای انتخاب آن اشتباه است و به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا در آغاز دوباره درگیریها با ایران، اشتباه پیشین خود را انتخاب کرده است. انتخابی که بر مبنای برآوردها و محاسباتی است که کانالهای مختلف از نهادهایی چون CIA تا پنتاگون و موساد در اختیار او قرار میدهند و اغلب هم دارای دادههای نادرست و یا حداقل برآوردهای ناقص است. ترامپ در حالی جنگ همزمان اقتصادی و نظامی با ایران را در دستور کار خود قرار داده که معتقد است فرآیند انتقال انرژی در تنگه هرمز به سیاق پیشین در حال انجام است و از این رو نباید فشاری بر بازار انرژی و حملونقل این کشور و جهان وارد شود. مبنای این تصور هم در خبرهایی است که رسانهها و تحلیلگران در هفتههای اخیر بهطور ناگهانی درباره افزایش تردد نفتکشها از مسیر جنوبی تنگه و همچنین تلاش آمریکا برای ایجاد مسیر جایگزین عبور منتشر کردهاند.
اگرچه ارقام تردد کشتیها و تعداد بشکههای نفت عبوری، بیشتر از آنکه واقعیت را نشان دهد، به تعبیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه، نوعی «بازی روانی- رسانهای است»، اما فرض بر صحت ادعاهای رسانههای غربی، آیا میتوان این عبور و مرور و آن مسیر ادعایی را به معنای باز بودن تنگه هرمز و عادی شدن شرایط در این آبراه دانست؟ پاسخ به این پرسش با وجود اینکه برای ترامپ خوشایند نیست، اما میتوان گفت آنچه در شهریور ۱۴۰۵ در تنگه هرمز میگذرد، هیچ شباهتی به آنچه پیش از ۹ اسفند میگذشت ندارد و به تعبیر «رضا نصری» حقوقدان بینالملل، هر ناظر بیطرفی از رویدادهای شامگاه یکشنبه به این نتیجه خواهد رسید که تنگه هرمز به هیچ وجه و حتی از نزدیک هم به وضعیت «بازگشت به روال عادی» نرسیده است.
این حقوقدان همچنین در ارزیابی ادعای آمریکا مبنی بر اسکورت کشتیها در تنگه هرمز، استدلال مهمی را مطرح کرده و گفت: برای بحث، فرض کنیم این ادعا درست باشد. این بدان معناست که هر کشتی که از تنگه هرمز عبور میکند، به همراهی ناوچهها و کشتیهای جنگی آمریکایی نیاز دارد؛ شناورهایی که باید سوختگیری شوند، بهصورت شبانهروزی خدمه داشته باشند و با پوشش هوایی و پشتیبانی مینروبی هماهنگ شوند و سپس در منطقه باقی بمانند یا برای همراهی کاروان بعدی به چرخه عملیات بازگردند. تمام این اقدامات، هزینه هر سفر دریایی را بهشدت افزایش میدهد و در نهایت صورتحساب آن بر عهده مالیاتدهندگان آمریکایی خواهد بود. هرچه تعداد کشتیهای عبوری بیشتر باشد، هزینه تحمیلشده به دولت آمریکا نیز بیشتر خواهد شد. این همان وجه مضحک سیاست ترامپ است: تلاش برای دور زدن کشوری که در واقع کنترل این آبراه را در دست دارد.
پاسخ به این پرسش، با وجود اینکه برای ترامپ خوشایند نیست، اما میتوان گفت آنچه در شهریور ۱۴۰۵ در تنگه هرمز میگذرد، هیچ شباهتی به آنچه پیش از ۹ اسفند میگذشت ندارد. دور زدن ایران یا بازگرداندن شرایط به پیش از آغاز جنگ علیه ایران، تصوری است که ترامپ با آن به استقبال انتخابات آمریکا و انتقادات بیشمار از خود رفته است، اما ایران تصریح دارد که چنین بازگشتی ممکن نخواهد بود. موضوعی که عراقچی در دیدار با همتای قطری خود بر آن تأکید میکند که نمیتوان بدون در نظر گرفتن واقعیات موجود و خسارات وارده به ایران، از بازگشت شرایط به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ سخن گفت و ایران با حسننیت مشغول اجرای تعهدات خود بر اساس تفاهم پایان جنگ بوده، اما این آمریکا بوده که با نقض عهد، روند اجرای تفاهم را مختل کرده است.
واقعیت تنگه هرمز که ترامپ باید در نهایت آن را بپذیرد، نه احیای وضعیت پیشین، بلکه استقرار ترتیبات تازهای است که در صورت پایبندی آمریکا به تعهداتش، میتواند با مدیریت ایران اجرایی و مسیر تردد بازگشایی شود.
تعویق دیپلماسی از سوی ترامپ و آسیب به متحدان
«ترامپ صلح نمیخواهد» و این شاید خلاصهترین و شفافترین تعریفی باشد که بتوانیم از رفتار و عملکرد رئیسجمهور آمریکا در ۶ ماه گذشته داشته باشیم. هر روند دیپلماتیکی که از سوی میانجیگران یا کشورهای منطقه آغاز میشود، با نوعی از ماجراجویی آمریکا مواجه میشود که مسیر آن را مسدود میکند. این روند تعویق و تهدید دیپلماسی به نفع هیچ بازیگری در منطقه نیست و متحدان منطقهای آمریکا را نیز در وضعیت شکنندهای از جنگ و صلح نگه داشته و صدای اعتراض پیدا و پنهان برخی از آنها را نیز بلند کرده است؛ از جمله آن میتوان به اظهارات انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، اشاره کرد که گرچه تفاهم اسلامآباد را ناکافی دانسته و ادعاهایی را هم متوجه ایران ساخته، اما تأکید کرده است که «وضعیت نه جنگ و نه صلح نمیتواند راهکاری پایدار باشد». واقعیت آن است که ادامه ناامنی در تنگه هرمز، هزینه بیمه و حملونقل انرژی را برای همه بازیگران منطقهای، از جمله شرکای نزدیک واشنگتن، بالا نگه میدارد؛ در حالیکه هیچ افق روشنی برای پایان این وضعیت ترسیم نشده است.
در نهایت برای رئیسجمهور آمریکا و با وجود تکرار تمام تهدیدهای ۶ ماه گذشته، گزینههای زیادی روی میز نیست، اگر بخواهد شرایط را در منطقه، حداقل برای متحدان خود عادی سازد؛ فرار از مواجهه با واقعیت موجود در تنگه هرمز و غرب آسیا، شاید در کوتاهمدت راهحل محسوب شود اما در بلندمدت نمیتواند نجاتبخش و تصحیحگر اشتباه ابتدایی ترامپ باشد. مسیر نزدیکتر به صلح و ثبات اما بازگشت به امضایی است که در کاخ ورسای فرانسه زیر تفاهمنامه اسلام آباد قرار گرفت و این تنها راه بازگشایی پایدار تنگه هرمز در قالب ترتیباتی نو و تحت مدیریت ایران از یکسو و رسیدن منطقه به میزانی از ثبات از سوی دیگر خواهد بود.
موضوعی که عراقچی در پایان سفر به اجلاس روسای جمهور کشورهای عضو سازمان شانگهای هم بر آن تأکید کرد و گفت: از نظر ما راهحل بسیار ساده است؛ آمریکا باید به تعهداتی که خود امضا کرده عمل کند. اگر این تعهدات را انجام دهند، ما نیز تعهدات خود را انجام خواهیم داد. اینگونه نیست که ما اقدامی انجام دهیم، انجام داده باشیم یا بخواهیم انجام دهیم، بدون اینکه آنها به تعهدات خود عمل کنند.
منبع خبر: ایرنا | انتشار: NabzeRuz.ir