«غلامعلی دهقان» در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره همزمانی پیگیری مذاکره و جنگ برای دستیابی به منافع ملی اظهار داشت: واقعیت این است که دیپلماسی و میدان، دو روی سکه روابط هر کشوری محسوب میشوند و بهطور کلی میتوان هر یک را مکمل دیگری دانست.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران از زمان تأسیس خود در نیمقرن گذشته به این راهبرد اعتقاد داشته است؛ بهطوریکه در دوران دفاع مقدس نیز در نهایت مذاکرات بود که به حلوفصل جنگ کمک کرد. در آن مقطع نیز هیأتهای دیپلماتیک و میانجیهای مختلف از طریق جنبش غیرمتعهدها و کنفرانس اسلامی، اقدامات مؤثری انجام میدادند.
دهقان به این نکته اشاره کرد که دیپلماسی و میدان بهطور همزمان برای تأمین منافع ملی کشور ضروری هستند و افزود: همانطور که رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران (آقای قالیباف) اعلام کرده است، تیم مذاکرهکننده ما با اتکا به قدرت کشور در میز مذاکره حاضر میشود تا این اقتدار را به طرف مقابل منتقل کند. با توجه به سوابق درخشان اعضای این تیم، مردم به آنها اعتماد دارند و میدانند که هدف نهایی آنها چیزی جز موفقیت کشور نیست. بنابراین، دیپلماسی و میدان بهطور همزمان برای تأمین منافع ملی کشور ضروری هستند.
این تحلیلگر سیاسی درباره اینکه مخالفان مذاکره چه گزینهای را بهعنوان جایگزین مطرح میکنند، گفت: طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، رهبری نظام وظایف و اختیاراتی دارد که قانون اساسی ۱۱ مورد از آنها را مشخص کرده است. در بند چهارم این اصل، فرماندهی کل نیروهای مسلح و در بند پنجم، اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها بهعنوان اختیارات رهبری تعیین شده است. بنابراین، همه ایرانیان آزاده و دلسوز به جمهوری اسلامی ایران خود را در مسائل مربوط به جنگ و صلح، مقید به فرامین رهبری میدانند.
وی افزود: این سخن به این معنا نیست که کارشناسان در حوزه سیاست خارجی و مسائل دفاعی نتوانند دیدگاههای خود را در جامعه ابراز کنند؛ اما مطابق قانون اساسی، تصمیم نهایی در موضوع جنگ و صلح به عهده رهبر انقلاب است.
دهقان بیان کرد: در جامعه ما اکنون دو رویکرد وجود دارد. رویکرد نخست بر این عقیده است که ایران آغازکننده جنگ نبوده و از آنجا که متجاوز باید تنبیه شود، ادامه جنگ تا سرکوب دشمن غدار و مکار، حق قانونی ایران بشمار میآید. طرفداران این دیدگاه معتقدند جمهوری اسلامی در پنج ماه گذشته، ضربات کاری و سنگینی به دشمن متجاوز وارد کرده است.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: از منظر این افراد، تخریب گسترده پایگاههای آمریکایی در منطقه باعث شده است که نیروهای آمریکا به مناطق غربیتر آسیا، از جمله اردن و حتی بخشهایی از شرق اروپا عقبنشینی کنند. بهگفته آنان، جمهوری اسلامی عملاً روند اخراج نیروهای آمریکایی از منطقه را آغاز کرده و تاکنون نیز در این مسیر موفق عمل کرده است.
او تصریح کرد: بر همین اساس، میتوان همچنان بر خواستههای حداکثری تأکید کرد؛ از جمله رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، حفظ کنترل دائمی بر آبراههای مهم جهانی نظیر تنگه هرمز، و امتیاز ندادن در موضوع هستهای و دیگر مسائل.
این مدرس تاریخ تأکید کرد: رویکرد دوم بر این باور است که باید با دولت عمان در مورد تنگه هرمز مذاکره کرد. واقعیت این است که طرفداران هر دو دیدگاه انسانهایی دلسوز و ملی هستند، با این حال، اکنون فردی در کاخ سفید است که به هیچوجه قابل پیشبینی نیست.
دهقان افزود: در جنگ تحمیلی سوم نیز به تفاهمنامه اسلامآباد رسیدیم و تا حد زیادی حقوق ایران درباره تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده به رسمیت شناخته شد؛ اما آمریکا بند پنجم این تفاهمنامه که بر حاکمیت ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز تأکید داشت را نقض کرد و با راهاندازی یک کانال عمانی در بخش جنوبی تنگه، برخلاف مفاد تفاهمنامه عمل کرد.
تحلیلگر مسائل سیاسی عنوان کرد: بهنظر میرسد تنها راهحل مسئله ایران و آمریکا، عقبنشینی ترامپ از خواستههای غیرمعقول خود است؛ زیرا او عامل اصلی عدم پیشرفت مذاکرات بوده است. ترامپ یک پوکرباز شناختهشده است، اما ایران نشان داده که تسلیم پوکربازها نخواهد شد. ایرانیان در شطرنج خاورمیانه بهطور ماهرانهای بازی کردهاند و به نتایج خوبی نیز دست یافتهاند.
دهقان خاطرنشان کرد: ما یک دهه پیش، دوره عقبنشینی را آزمودیم و به نتیجه نرسیدیم. اکنون باید اجازه دهیم یک بار دیگر با خواستههای حداکثری پیش برویم؛ مسیری که بهنظر میرسد تاکنون در آن موفق و پیروز بودهایم.
وی درباره هتاکی و فحاشی به مقامات عالیرتبه نظام اظهار داشت: نگاهی به تاریخ اسلام و همچنین تاریخ نیمقرن انقلاب اسلامی نشان میدهد که همواره شاهد حضور برخی جریانهای فکری و سیاسی تندرو بودهایم. آنها معمولاً با نگاهی تنگنظرانه عمل میکنند و در هر دوره، مصادیق خاص خود را دارند.
این مدرس تاریخ بیان کرد: در صدر اسلام، خوارج در برابر امام برحق زمان، حضرت علی(ع)، ایستادند و فتنه خوارج را شکل دادند؛ در حالی که استناد آنان به آیات قرآن بود. در جریان انقلاب اسلامی نیز فردی که شهید آیتالله مرتضی مطهری، پاره تن امام(ره)، را ترور کرد، طلبهای به نام «اکبر گودرزی» بود که تحت تأثیر دیدگاههای افراطی و برداشتهای انحرافی از قرآن قرار داشت. او با همراهی طرفدارانش، که عمدتاً نوجوانان و جوانانی با میانگین سنی حدود ۱۹ سال بودند، این جنایت را رقم زد و ضایعهای بسیار دردناک برای انقلاب اسلامی بهوجود آورد.
دهقان تصریح کرد: بنابراین، ظهور جریانهای اینچنینی مسبوق به سابقه بوده و جای تعجب ندارد. بر اساس اقتضائات زمان و مکان، ممکن است برخی افراد تنگنظر و احساساتی، با انگیزههای گوناگون—که گاهی حتی خیرخواهانه نیز هستند—در زمین بازی دشمنان انقلاب قرار گیرند. به نظر میرسد باید میان این افراد تفکیک قائل شد و همه را با یک چوب نراند؛ بلکه لازم است با برخی از آنان از طریق ارائه توضیحات کافی، مستدل و اقناعکننده گفتوگو کرد.
وی افزود: البته بر اساس برخی تحلیلهای عالمانه، بخشی از این تندرویها ریشههای روانی دارد. برخی افراد اساساً در هر شرایطی تندرو هستند؛ گاهی در یک سوی افراط قرار میگیرند و زمانی در سوی دیگر. رهبر فقید انقلاب نیز در مقطعی خطاب به چنین جریانهای تندرویی میفرمودند: «کجا میروید؟»
این فعال و تحلیلگر سیاسی در پاسخ به این پرسش که در مواجهه با دشمن آمریکایی و صهیونیستی چه تعریفی از «پیروزی» و «بازدارندگی» باید ارائه داد، اظهار داشت: طبیعتاً تعریف واحدی برای پیروزی وجود ندارد و باید این مقوله را با رویکردهای گوناگون سنجید. آمریکا بهعنوان کشوری که همواره خود را ابرقدرت معرفی کرده است، در نبردی که با ایران آغاز کرد، به اهداف خود دست نیافته است؛ همین ناکامی، به معنای یک شکست بزرگ و تاریخی برای این کشور است.
دهقان یادآور شد: واقعیت این است که آمریکاییها با اتکا به اطلاعات دریافتی از موساد و کانالهای ارتباطی با جریان پهلوی، دچار خطای محاسباتی و راهبردی شدند.
وی گفت: آنها با امید به شکست سریع ایران، فروپاشی جامعه، تحریک جریانهای تجزیهطلب و در نهایت سرنگونی جمهوری اسلامی، عملیات نظامی خود را آغاز کردند؛ اهدافی که بارها از سوی کارشناسان آمریکایی و اسرائیلی و حتی شخص ترامپ و نتانیاهو به صراحت اعلام شده است. بنابراین، وقتی کشوری که خود را ابرقدرت مینامد به اهداف چندگانه خود نرسد، معنایی جز شکست برای او و متحدانش ندارد.
این مدرس تاریخ خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، ایران که آغازکننده جنگ نبوده است، توانسته با تدابیر دوراندیشانه و حکیمانه، توطئه حمله را خنثی کرده و متقابلاً ضربات خردکنندهای به اردوگاه دشمن وارد کند. امروزه این دیدگاه که ایران تاکنون در این جنگ پیروز بوده است، در حال تبدیل شدن به یک گفتمان جهانی است.
دهقان افزود: بهطور خلاصه میتوان گفت دشمن با تصورات واهی وارد میدان شد و به اهداف خود نرسید و شکست خورد. ایران با مدیریت صحنه جنگ، گسترش ابعاد آن و وارد کردن پارامترهای اقتصاد آمریکا به تحولات اقتصاد جهانی و منطقهای، ضربات غافلگیرکنندهای را در ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی به این ابرقدرت وارد کرد. با این اوصاف، میتوان قاطعانه ایران را پیروز بزرگ این میدان دانست.
منبع خبر: ایرنا | انتشار: NabzeRuz.ir